تبليغاتX
شهر زنوز

شهر زنوز

خبری ـ معرفی جاذبه های فرهنگی ، تاریخی

 

آگهی مناقصه شهرداری زنوز

 

شهرداری زنوز با اتکال به پروردگار منّان و در اجرای بودجه مصوب سال 86 و مجوز شماره 4321 مورخه 28/11/85 شورای محترم اسلامی شهر زنوز و تائیدیه فرمانداری محترم شهرستان مرند و پیرو آگهی فراخوان شماره 4324 مورخه 26/11/85 منتشره در روزنامه فجر آذربایجان مورخه 29/11/85 در نظر دارد اجرای عملیات های عمرانی پروژه های مشروحه ذیل را بر اساس فهرست بهاء ( ابنیه و راه و باند ) سازمان مدیریت و برنامه ریزی سال 86 و یا فهرست بهاء سال قبل و بر اساس ماده های 5 و 6 آئین نامه مالی شهرداریها و اصلاحات بعدی از طریق انجام مناقصه بصورت پیمانی ، امانی و مشارکتی به شرکتها و افراد واجد الشرایط واگذار نماید .

 

ردیف

شرح

مبلغ به ریال

ردیف

شرح

 

مبلغ به ریال

1

طرح ممیزی املاک سطح شهر

000/000/30

8

زیرسازی و جدولگذاری 24 متری میرجان

000/000/80

2

زیرسازی ، قیرپاشی و آسفالت معابر عمومی سطح شهر

000/000/600

9

ایجاد و نگهداری فضای سبز

000/840/153

3

زیرسازی ، قیرپاشی و آسفالت خیابان امام (ره)

000/000/100

10

طرح مطالعاتی توسعه گردشگری و توریسم

000/000/50

4

زیرسازی ، قیرپاشی و آسفالت خیابان شهید مطهری

000/000/100

11

احداث ساختمان رفاهی

000/000/200

5

زیرسازی ، قیرپاشی و آسفالت خیابان شهید بهشتی

000/000/100

12

تعمیرات ساختمان اداری و تکمیل نمازخانه

000/000/110

6

زیرسازی ، قیرپاشی و آسفالت بلوار ملامهرعلی فدوی

000/000/150

13

طرح مشارکتی تولید قطعات بتنی

-

7

زیرسازی و جدولگذاری معابر عمومی سطح شهر

000/000/150

14

طرح مشارکتی تله کابین

-

 

شرایط مناقصه :

1)  شرکت کنندگان بایستی برای دریافت اسناد و مدارک مناقصه مبلغ 000/100 ریال به شماره حساب 92501 به نام شهرداری زنوز نزد بانک ملی شعبه زنوز کد 5023 واریز و با ارائه فیش مربوطه به واحد فنی و شهرسازی مراجعه نمایند .

2)  شرکت کنندگان می بایستی 5% قیمت مبناء اجرای هر پروژه را بابت سپرده شرکت در مناقصه به شماره حساب 92517 بانک ملی شعبه زنوز کد 5023 واریز نمایند . ( نقداً یا اسناد خزانه و یا ضمانتنامه بانکی )

3)  شرکت کنندگان باید کلیه مدارک شرکت و یا پیمانکاری خود از قبیل اساسنامه ، آگهی تاسیس در روزنامه رسمی ، رتبه بندی ، تجارب و سوابق کاری و فیش واریزی سپرده یا ضمانتنامه بانکی را در پاکت الف و قیمت پیشنهادی خود را با ریز و تفکیک قیمت آیتم ها و ذکر نام پروژه در پاکت ب قرار  داده و ممهور شده به شهرداری زنوز تحویل و رسید اخذ نمایند .

4)  کلیه پیشنهادات واصله رأس ساعت 11 صبح مورخه 30 /01/86 با حضور اعضاء کمیسیون عالی معاملاتی مفتوح و قرائت خواهد شد که حداکثر ظرف 7 روز برنده مناقصه مشخص خواهد شد .

5)     برنده مناقصه موظف است ظرف 7 روز از تاریخ اعلام نسبت به عقد قرارداد اقدام نماید .

6)  سپرده نفرات دوم و سوم شرکت کننده در مناقصه پس از اعلام کمیسیون معاملاتی تا عقد قرارداد با نفر اول مسترد نخواهد شد .

7)  در صورت ناقص بودن مدارک نام شرکت کننده از مناقصه حذف خواهد شد . همچنین شهرداری در رد یا قبول هر یک از پیشنهادات مختار است .

8)     برای هزینه اجرای هیچ کدام از پروژه های فوق الذکر تعدیل تعلق نخواهد گرفت .

9)     به پیشنهادات مخدوش و فاقد سپرده و مشروط ترتیب اثر داده نخواهد شد .

10)هزینه چاپ ، آگهی و کلیه کسورات قانونی و حقوقی دولتی بعهده برنده مناقصه خواهد بود .

11)مبلغ سپرده هر یک از برندگان مناقصه در صورت انصراف از عقد قرارداد به نفع شهرداری ضبط خواهد شد .

12)شهرداری در صورت نیاز پیمانکار میتواند آسفالت و جداول را از کارخانه مشارکتی شهرداریها تهیه و تحویل نماید .

13)شرکتها و افراد واجد الشرایط جهت کسب اطلاعات بیشتر در ساعات اداری ( غیر از روزهای تعطیل ) به واحد فنی و شهرسازی مراجعه و یا با شماره تلفن  های 2122361 و 2122104 و 2122105 با کد 0492 تماس و یا به سایت www.zonuzcity1.org  مراجعه نمایند .

14)مهلت شرکت در مناقصه از تاریخ 15/01/86 لغایت 29/01/85 بمدت 15 روز میباشد .

 

 

 

شهردار زنوز

میر سیاوش اسبقی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 9:56  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 10:7  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

حمد الله مستوفی مورخ و جهانگرد درسال 730 هجری قمری

زنوز قصبه ایست باغستان فراوان دارد حاصلش غله و انگور و میوه به تخصیص سیب سفید قبلی می خوانند عظیم خوب است حقوق دیوانیش سه هزار دینار است

 

در خاطرات ناصرالدین شاه آمده است :  

عجب ده و ييلاقی است . سبز و خرم در دامنه کوهی به قدر البرز واقع است ولی وسيع تر، تمام ديم کاشته اند، خرم، چشمه های زياد دارد، در دنيا ديگر ده از اين بهتر نمی شود مثل يکی از قطعات بهشت است که اينجا آورده و زنوز اسم گذارده اند، به اين می ارزد که آدم مخصوصا" از طهران برای ييلاق اينجا بيايد و مراجعت نمايد، عاشق اين ده زنوز شدم، خلاصه سوار کالسکه شده رانديم رانديم گاهی سرازير گاهی سربالا اما راه کالسکه خوب بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:47  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

در دهمين مجمع عمومي نمايندگان منتخب انجمن خوشنويسان ، ميرحسين زنوزي هنرمند خوشنويس آذربايجاني به عنوان عضو شوراي عالي انجمن خوشنويسان ايران انتخاب شد.

در اين مجمع كه در راستاي انتخاب اعضاي شوراي عالي انجمن خوشنويسان ايران در شهر ايلام برگزار شد ،‌ بيش از 300 هنرمند خوشنويس به نمايندگي از طرف انجمنهاي خوشنويسي سراسر كشور حضور داشتند.

گفتني است اعضاي انتخاب شده از سوي مجمع عمومي نمايندگان منتخب براي شوراي عالي انجمن خوشنويسان ايران در اين دوره عبارتند از اساتيد: آقايان صندوق دار از ايلام، حسني از تهران، محمود رحمان نژاد از رشت، دانشمنديان از شيراز، ميرحسين زنوزي از تبريز و صحافي مقدم از مشهد.

همچنين در اين مجمع آقايان كوهستاني و حسين نژاد از تهران به عنوان بازرسين شوراي عالي انجمن خوشنويسان كشور انتخاب شدند.

مدت فعاليت اعضاي شوراي عالي انجمن خوشنويسان كشور دو سال مي باشد.

شايان ذكر است استاد زنوزي اولين هنرمند آذربايجاني است كه از تبريز به عضويت شورايعالي انجمن خوشنويسان كشور انتخاب شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:43  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

زونوز دئيب گجه گوندوز اوخودوم
مين جور گييم ديلبريمه توخودوم
اولماسايدين منده ايندي يوخودوم
سن گوزل سن يوخدور بونا سوز زونوز
قاش آلتيندان وورما منه گوز زونوز

اوضاع طبيعي :
زنوز كوهستاني ترين نقطه شهر در شهرستان مرند است كه ارتفاع آن از سطح دريا حدود 1600 متر و فاصله آن از مركز شهرستان 30 كيلومتر ميباشد. حدود زنوز در تابيعت شهرستان مرند از شمال شهرستان جلفا ، ، ازشرق شهرستان ورزقان از غرب دهستانهاي هرزندات شرق و غربي ميباشد موقيعت جغرافيايي 45 درجه و56 دقيقه طول شرق 38 درجه و36 دقيقه عرض شمالي است.

تاريخچه و موقعيت شهر زنوز:
بر اساس
مطالعات باستان شناسي  تاريخ اين منطقه  به هزاره سوم قبل از ميلاد ( عصر  مفرغ قديم)  مي رسد  . تمدن  كهن و  تاريخ طولاني و پرتلاطمي دارد و مردمش در طول تاريخ در برابر ستمگران ايستادگي نموده و ازاده زندگي كرده اند. زنوز در دوره صفويه اهميت بسياري داشته واز قلعه ها وشهرهاي مهمي مثل تفليس وايروان را تفنگچيان زنوز محافظت ميكرده اند . از نظر موقييت اجتماعي نيز زنوز شهريست با قدمت زياد شهري وجميعت حدود 5000 نفر كه تاريخ تاسيس شهرداري در آن به سال 1332 بر مي گردد . البته اين شهر جميعتي در حدود 20000 نفر را دارا بوده كه به تدريج وبلامهاجرت رو به كاهش نهاده است وزماني يكي از قطبهاي فرهنگي وعلمي منطقه بشمار مي رفت وهمين مزيت باعث ظهور علما و اديبان بزرگي از اين شهر گرديده است.


براي نام زنوز همانند بسيار ي ازآباديهاي قديمي معني ومفهوم روشني وجود ندارد برخي معتقدنند كه زنوز به معني شن و ماسه زار است و تعدادي اعتقاد دارند كه زنوز يعني دو بهاره واين معني امروزه بيشتر در بين مردم جايگاه دارد و منظور اين است كه بهار اول زنوز در خود فصل بهار وبهار دوم هنگامي است كه سيبها درتابستان مي رسند وزيبايي وجلوه خاص به منطقه ميبخشد ليكن نظريه متفاوت باآن اشتهار به شهر يونس ( وجود آرامگاه منتسب به يونس نبي در زنوز  احتمال آن را پر رنگ می کند) است كه در
زبان ترکی اذربايجاني يونوس تلفظ ميگردد ورفته رفته بجهت تكرار به يونوز و زنوز تبديل گرديده است .

نظریه دیگری که در این ارتباط به ذهن می رسد قرار گیری زنوز در جنوب رودخانه زنوز چای  و انتقال  شهر به شمال رودخانه که رو به آفتاب است و بزبان ترکی  گون اوز  و  تغیی نام از گون اوز به یونوز و النهایه به زنوز  مبدل گردیده است  مدافعان این نظریه بمنظور تقویت احتمال آن   در خصوص نام روستای زنوزق ( که در شمال زنوز و در ارتفاعات بیشتر واقع است) اظهار می دارند  که نام اولیه این روستا بلحاظ استقرار در بالای کوه  رو به آفتاب          (قلعه زنوزق)  گون اوز داغ بوده و به جهت کثرت استفاده نهایتا به زونزاق تبدیل گردیده است .

وجود منابع آبي فراوان , خاك حاصلخيز و شرايط اقليمي مناسب باعث بوجود آمدن تمدن حداقل  6 هزار ساله در اين ناحيه گرديده است و  نشانه هايي از ابنيه سنگ چين دوره مفرغ قديم نشان از شكوفايي تمدن آن دارد و وجود آن را در كنار تمدن يانيك به اثبات مي رساند.

سير تمدن زنوز با ابداع روش ساخت بيسكويت سفال  و استفاده از اندود كائولن  بلحاظ غناي معدن كائولن در منطقه  و همچنين استفاده از نقوش  با روش سه بار پخت به اوج رشد مي رسد.  استفاده از اين روش پس از قرنها در اروپا متداول شده  و كاشيهاي ساخت اروپا كه با همان تكنيك  زنوز اجرا گرديده  راهي بازار كشورمان مي گردد.


در زنوز قديم بيش از 500 چشمه وجود داشته واكثر آنها به علت موقعيت زمين بسوي قبله جاري مي شدند در برخي نوشته ها تعداد اين چشمه ها 360 يا 370 عدد ذكر گرديده است واكنون نيز اكثر آنها در حياط منازل وباغات وكوچه ها موجود هستند.
موقعيت جغرافيايي زنوز و توسعه يافتگي آن از لحاظ فرهنگي و اجتماعي همواره موجب گرديده مركزيت تامين احتياجات شهرها و دهستانهاي همجوار و بخشهایی از شهرستانهاي جلفا ، ورزقان ،كليبر و اهر را در طول تاريخ داشته باشد . زنوز بعنوان شاخص ترين قطب فرهنگي منطقه واحداث مدرسه در سال 1298 نقش تاريخي در رشد فرهنگي داشته است . بازار زنوز محل تامين احتياجات منطقه همجوار بوده و علاقه مندي ساكنين حوزه جغرافيايي مذكور بلحاظ دسترسي آسان و كوتاهي مسير ارتباطي همواره مورد توجه بوده از لحاظ تاريخي و نظر به اينكه زنوز داراي شرايط آب ، خاك حاصلخيز بوده شهر نشيني در آن داراي قدمت زيادي است بنحويكه اين شهر را به حضرت يونس نسبت مي دهند و با فرض این موضوع تمدن زنوز دوران قبل از اسلام را حاكي است ، زنوز همچون شهرهاي منطقه داراي فراز و نشيبهاي فراواني بوده و آ خرين حمله و غارت در هنگام حكومت دنبليان در خوي صورت گرفته است و بنظر مي رسد شرايط مساعد اقليمي و كار آمدي ساكنين موجب شده شهر حيات خود را بسرعت شروع نموده و با وجود چهل هزار سكنه حتي مركزيت بخشهايي كه فاصله زيادي با آن را داشتند داشته باشد..
ما حصل فرهنگ و تاريخ گذشته المان بسيار با ارزش هويت خانه باغ در سطح اين شهر است كه به عنوان ميراث فرهنگي قابليت حفظ و نگهداري را دارد و هرچند دگرگونیهایی در سطح شهر باعث اضمحلال  بخشی از هویت شهر گردیده لیکن با اتخاذ تدابیر ی میتوان بخشهای موجود خانه باغ را حفظ و نسبت به احیاء بخشهای آسیب دیده  با مدیریت صحیح اقدام کرد.

 وجود بافت تاريخي روستاي زنوزق كه از ويژگيهاي مناسب بر خوردار است وابنيه وآثار تاريخي متعدد و از جمله قيزيل كورپي _ دامجي قيه _ قلعه هاي مختلف و وجود 12 زيارتگاه حاكي از تاريخ زنوز دارد.
در لغت نامه دهخدا زنوز را يكي از بخشهاي سه گانه شهرستان مرند با دو دهستان حومه ذكر كرده است .
و هر چند بخشي از مناطق چون كمار عليا و سفلي و....برخي از روستاهاي شهرستان جلفا در حوزه شهرستانهاي ديگر قرار داشته اند باز براي تامين ارزاق واحتياجات و ادامه تحصيل زنوز را انتخاب مي نمودند .
وجود شرايط طبيعي و جغرافيايي مناسب ، همگني مناسبي را از لحاظ فرهنگي ، تاريخي ، اجتماعي ،اقتصادي براي حوزه زنوز فراهم آورده است .

تو پو گرافي وضع زمين و تيپ خاك :
بلحاظ كوهستاني بودن منطقه و ارتفاع كوه سلطان زنجير در حدود 3200متر فراتر از سطح دريا دارد و وجود كوهها و دره هاي متعدد در پيرامون شهر در نقاط شمالي و شرقي و وجود دشت در ضلع جنوبي و غربي آن وضعيت توپوگرافي قابل توجهي را در حوزه هاي بخش ايجاد نموده است با وجود ارتفاعات مناسب و بارندگي قسمتهاي مرتفع را تبديل به مراتع غني نموده و منطقه سان بوران و كوشن نيز بلحاظ ارتفا ع كمتر استعداد كشت غلات را دارد.

پوشش گياهي :
طبيعت زنوز داراي تنوع گياهي و پوشش گياهي مناسب ميباشد . قرارگيري بخشي از حوزه در كوهپايه و بخشي در دشت تنوع زيادي را در پوشش گياهي بوجود آورده است،پوشش گياهي مراتع مرتفع بعنوان ييلاق و مناطق سان بوران مناطق قشلاقي را شامل گرديده بنحويكه براي تامين علوفه دام مشكلاتي در منطقه تاكنون احساس نشده است علاوه بر آن بارندگيهاي مناسب و وجود چشمه ها ،كاريز و..نهرها.موجب رشد گونه هاي گياهي همچون پهن برگان ،مخروط داران ،هسته داران ،سرو،آلاله ،رزان،ژوگلانسه كامبوزسيه ،لامينا ،رزاسه ،پوم ،آسپراگالوس ،فرسيون و ............است كه در حدود ده هزار نوع گياه ،درختچه و درخت را شامل مي شود و گياهان زياد دارويي ،سبزيجات ،گلها و گياهان تزئيني علوفه و ميوه جات را شامل ميگردد.

آب و هوا :
موقعيت كوهستاني و عرض جغرافيايي از عوامل برودت و سرماي اين منطقه است و تا حدودي تحت تاثير جريانهاي مرطوب درياي مديترانه از سمت غرب و جنوب غربي و توده هاي هواي سرد سيبري نيز از شمال بر آب و هواي آن اثر مي گذارد . از نظر بارندگي در مسير بادهاي مرطوب قراردارد و معمولا ميزان بارندگي سالانه اين ناحيه به 250 الي 300 ميلي متر مي رسد .در تابستان هواي معتدل و حداكثر دما 33 درجه سانتي گراد و حداقل آن در زمستان 20 درجه زير صفر مي باشد.

آب هاي سطحي و سفره زير زميني:
شايد يكي از غني ترين مناطق كشور و منطقه از لحاظ منابع آب شهر زنوز و توابع آن مي باشد. وجود سد زنوز چاي از عمده ويژگيهاي منابع شهر مي باشد افزون بر آن آب بندهاي متعددي در حوزه موجود است كه از آنجمله مي توان به آب بند زنوز در روبروي قريه قره تپه ،آب بند روستاي زنوزق (استخر آبياري) همچون قوشا گوللر،:كالاش،طالب ،قره گل، مارازا و غيره نام برد.
در زنوز بيش از 500 چشمه وجود دارد كه اكثر آنها به علت موقعيت زمين به سوي قبله روان هستند و تعداد اين چشمه ها 360 عدد ذكر گرديده است و از آنجمله عبدالله چشمه سي ،پاشا سويي ،مركو يا ملك آب ،نهردوشان ،كندارخي،ابولفتح چشمه سي (آب منبع قديم زنوز) علي سويي ،خطيب ،عزيز چشمه سي و..... ميتوان نام برد.
در زنوز بعلت فراواني آبهاي چشمه ها نياز به حفر كاريزنبوده و تنها يك كاريز در نزديك سه راهي زنوز –مرند-جلفا وجود دارد.
در منطقه قشلاقي سان بوران و كوشن زنوز بمنظور ايجاد شهرك صنعتي و همچنين احداث باغات چندين چاه عميق حفر گرديده است.

اوضاع انساني و فرهنگي:
بلحاظ وجود مكتب خانه هاي فراوان تا دوره مشروطه در سطح شهر و احداث مدارس جديد بعد از مشروطيت اولين مدرسه جديد زنوز در سال 1298 بنام دبستان سعدي زنوز گشايش يافت و در سال 1329 دبستان دخترانه نيز احداث گرديده .مع الوصف زنوز موطن مشاهير و علما و اديبان صاحب نام و بزرگي بوده است.
زماني در زنوزبيش از هفت هزار خانوار و افزون بر چهل هزار نفر زندگي مي كردند و افراد تحصيلكرده و با سواد به طور بي سابقه اي در آن سكونت داشتند.
علما ودانشمندان ،اطبا ،مهندسين فراواني از شهر زنوز تربيت شده و به منظور ارائه خدمات علمي در اقصي نقاط كشور شروع بفاليت نموده اند.لذا يكي از ممتازترين ويژه گيهاي زنوز رشد و غناي فرهنگي آن است و در هنگاميكه در شهرهاي ديگر درصد تحصيلكرده ها اندك بود بيسوادي در زنوز ريشه كن گرديده بود.

كشاورزي و محصولات عمده:
كشاورزي و باغداري زنوز از دير باز مورد توجه بوده و بلحاظ استعداد و منطقه به فرآورده هاي سر درختي سيب زنوز اشتهار فراوان دارد و بيشتر زنوز را با سه مشخصه در اذهان متجلي ميگردد. فرهنگ توسعه يافته، سيب و صنايع دستي.
سر درختي سيب يكي از شناسه هاي كشاورزي زنوز از قديم الايام بوده است و وجود دهها گونه سيب بومي در توليدات كشاورزي تنوع خاصي را در اين شهر و پيرامون آن بوجود آورده است.
علاوه بر سيب سر درختي هاي گوناگون از آنجمله زرد آلو ،گردو،گلابي ،آلبالو و ديگر محصولات با كيفيت بعمل مي آيد .
غلات در مناطق پست ناحيه با كيفيت مناسب بصورت پاييزه كاشته مي شود و از متوسط برداشت قابل توجهي برخوردار است.
وجود خاك و بارندگي مناسب موجب گرديده تا زنوز را بعنوان نمونه اي از واحدهاي اقتصاد كشاورزي و دامداري و باغداري كوهستاني كشور در گذشته و حال محسوب داشت مثلث كوه سلطان سنجر كه در تمام طول سالپوشيده از برف است و تنگه دره ديز در مغرب و كوه سان بوران شرايط بسيار مناسبي از لحاظ مراتع بوجود آورده و هركدام ازقرائ اطراف سلطان زنجير به نحوي از بركت اين كوه بهره مند مي شوند ليكن دره زنوز در اين ميان مقام ممتاز را دارد و وجود زنوز چاي كه از دامنه هاي آن سر چشمه مي گيرد مراتع مناسبي را جهت دامداري ايجاد نموده است .
از طرف ديگر وجود مراتع ماهار و آغداش در ضلع شمالي زنوز نيز با تنوع گونه هاي گياهي و حاصلخيز مراتع مناسبي را جهت چراي دام دارد.

دامداري :
زنوز و مناطق پيراموني آن بلحاظ موقعيت جغرافيايي و توپوگرافي خاص آن و مراتع مناسب يكي از نقاط دامداري است و دامداري از گذشته تا كنون در آن وجود دارد و در حدود 20 درصد از اهالي در امور دامداري مشغول هستند .
زنبورداري : در حدود 10 درصد از ساكنين در زنبورداري فعال هستند و داراي تعاوني زنبورداران است نوع عسل زنوز مرغوب و گرانقيمت مي باشد .
صنعت : نقطه صنعتي واقع در منطقه سان بوران زنوز با تعدادي كارخانه فعال و در حال توليد و همچنين كارخانجات موجود در مبدا ورودي شهر از عمده فعاليتهاي صنعتي شهر بوده و در زمينه هاي صنايع غذايي ' شيميايي ' فلزي و لوازم خانگي مشغول به فعاليتند .
علاوه بر آن مطالعات لازم براي نصب نيروگاه بادي در حال انجام است .

صنايع دستي :
صنايع سفال و سراميك زنوز از ديرباز داراي اشتهار بوده و در حال حاضر 3 كارگاه يكي وابسته به سازمان صنايع دستي و 2 كارگاه خصوصي فعاليت مي نمايند . صنايع دستي توليدي از اين قبيل به شهرهاي دور و نزديك و كشورهاي مختلف ارسال مي گردد.
علاوه بر كارگاههاي سفال و سراميك صنايع دستي ديگري از قبيل جوراب بافي ' گليم بافي ، جاجيم بافي نيز از ديگر صنايع دستي در حال انقطاع است كه نياز به توسعه و سرمايه گذاري دارد .

معادن :
تعدادي معادن و از آنجمله مي توان به معادن غني كائولن خاك چيني كه سه معدن آن در حال بهره برداري است اشاره كرد و علاوه بر تامين احتياج كارخانجات كاشي و چيني سازي كشور به كشورهاي مختلف نيز صادر مي گردد .
علاوه بر آن كارخانه كائولن شويي در منطقه سان بوران زنوز نيز از ديگر واحدهاي دانه بندي و بسته بندي در حال توليد كشور است.
همچنين از ديگر كانيهاي در حال بهره برداري كاني سرخ است كه توسط كارخانجات تبريز كف و ديگر كارخانجات كاشي و سراميك بعنوان ماده اوليه استفاده مي شود .

موقعيت هاي ويژه زنوز
هويت كم نظير و داراي ارزش ميراث فرهنگي و گردشگري خاص و يكي از شهرهاي ممتاز با بافت خانه باغ كشور و منطقه است .
استعدادهاي بالقوه و بالفعل گردشگري و قابليت تبديل به قطب توريستي مناسب.
ميراث طبيعي ، ميراث فرهنگي و مناظر طبيعي زيبا
رشد فرهنگي مناسب در منطقه و احداث دومين مدرسه استان در آن
نزديكي به گمرك نوردوز و منطقه ويژه تجاري جلفا و كاهش مسير ارتباطي مركز استان به گمركات نوردوز و منطقه ويژه تجاري جلفا و امكان كاهش مسير ارتباطي مركز استان به گمركات نوردوز در صورت اتمام راه ارتباطي.
سابقه تاريخي شهري و ايجاد شهرداري بمدت بيش از پنجاه سال .

آثار باستاني وتفرجگاه :
پل
تاريخي ممتاز ومشهور بنام قيزيل كورپي (پل سرخ)
كالاش (باغ اميني)
تفرجگاه ماهار
كوه سلطان سنجر
تفرجگاه آدنه
تفرجگاه دره چمن
تفرجگاه دامجي قيه
حاشيه سد زنوز

بقعه ها وزيارتگاهها :
مقبره ميزا حسن فاني زنوزي
مقبره سيد هاشم ابن سيد حسن
مقبره شيخ زينالعابدين زنوزي معروف به شيخ
آرامگاه يونس نبي
پير عثمانلي
مقبره آقا مير علي اكبر
پير اويو قلي
پير درويش قيزي
دره پيري
سلطان سنجر

علماء ، ادباء وشعرا :
ملك محمود شاه
خواجه رشيد الدين فضل ا...
ميرزا حسن زنوزي فاني
ملاعلي مدرس زنوزي
ملا مهر علي فدوي

عبدالرسول فنا
ملا عبداله مدرس زنوزي
ميرزا اسداله زنوزي
آقا سيد علي مچتهد زنوزي
ملا نجف علي
مير علي مسكين زنوزي
ضياء

منجم زنوزي

اشرف العرفا و الشعرا راجي زنوزي
اديب العما
آقا ميرزارضي
ميرزاعلي آقا زنوزي
ملا عباس افتخار
ميرزا جبار
ميرزا حسين افتخاري
ميرزا غفارخان زنوزي

ميرزا عبدالحسين خان زنوزي

يونس پيامبر :
آرامگاه حضرت يونس پيامبر درمحله ديبين وقبرستان ميلان واقع مي باشد . امروز آرامگاه به اندازه نيم متر يا بيشتر بلندتر از سطح زمين را با آجر كاري كرده اند و دركنار خيابان قرار دارد!.
زنوزق:

زنوزق يكي از روستاهاي دهس
تان زنوزق بوده است كه بدليل نزديك به شهر زنوز بصورت يكي از محلات اين شهر در آمده ودر آن ادغام شده است . سابقه تاريخي زيادي دارد. همچنين در گورستان زنوزق سنگ نوشته هاي مربوط به قرن هشتم هجري را ميتوان يافت. بافت بناها در اين روستا فضاي زيبا و دلنشيني را آفريده است. و با جميعتي در حدود 4000 نفر ساكن آن را به يكي از بزرگترين روستاهاي تاريخي كشور تبديل ساخته كه داراي ارزشهاي معماري خاص وممتاز است و وجود قلعه تاريخي زنوزق كه تاكنون كاوش در آن صورت نپذيرفته گوياي بسياري ازمراحل رشد آن روستا است . پژوهش در بافت اين روستا مناسبات فرهنگي و تاريخي بسياري را در خصوص آن ارائه خواهد كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:41  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

زنوز اوزوکلرین  الماس قاشیدیر

زنوز قیزیل گولون شءح گوز یاشیدیر

زنوز گوزل ده ییل گوزل باشیدیر

بسله نیری حوری غلمان زنوزدا

آی گون اولار هرگون مهمان زنوزدا

قیشدا باخسان زنوزا زنوزاقدان

آغاجلاری قرو توتار سازاقدان

گورسه نه جک گلین کیمی اوزاقدان

آخشاملار دولانار جیران زنوزدا

زنوزلودا قالار حیران زنوزدا

محالا دوز ورر دوز داغین زنوز

زمهریر یخچالین بوز داغین زنوز

بو کوشن گوروبدور گوزداغین زنوز

کسه رلر قوناقا قوربان زنوزدا

گول سپر یوللارا باغبان زنوزدا

چاتماز باشقا آلما گیرده شیرینه

فرهاد گورسه بیرده باخماز شیرینه

باخ آلمانین لغابینا , شیرینه

دوشه نر قالی کاشان زنوزدا

بال گلر سفره یه شان شان زنوزدا

عاشیقی , سلطانی , قارا قابالا

بالجه ای آلماسی اوخشور شان بالا

پاییزه سی ایری موشگوسی بالا

آلمایا وءررلر تالان زنوزدا

هامی اولار آلما آلان زنوزدا

جواهردی زنوزون هر آلماسی

الماسیدیر آلماسینین آلماسی

آلما آلان داها آلماز الماسی

آخار گوموش بولاقلاردان زنوزدا

عطیر ساچار یولاقلاردان زنوزدا

سلطان سنجر , نهله, قیزیل گل , ماهار

بوتون گوزللیگی ایله ییب ماهار

گول چیچک بیتیرر ماهاردا , باهار

بولاقلار ایل بویی گریان زنوزدا

عطیرلی چیچک دیر هر یان زنوزدا

نصیر محبتین بی نواسیدیر

محبت هر دردین اوز دواسیدیر

درمان زنوزداکی یاز هاواسیدیر

یاشاماقی سوه ر انسان زنوزدا

دوزو چوخ بسله ییب انسان زنوزدا

شاعر: نصیر پایگذار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:39  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

شهر زنوز يكي از معدود باغ شهرهاي ايران است كه بيشتر مردم ايران آن را با نام سيب همراه مي دانند. سيب توليدي اين شهر به اعتقاد كارشناسان مي تواند به عنوان نمادي دائمي محسوب شده و گردشگران داخلي و خارجي زيادي را به اين منطقه از آذربايجان جذب كند. «حمدالله مستوفي» مورخ قرن هشتم نيز در ديداري كه از زنوز داشت محصولات سيب و انگور زنوز را ستوده و آن را داراي كيفيت خيلي خوب عنوان كرده است.
سيب زنوز از نظر كيفيت و كميت مقام اول محصولات سردرختي‌هاي زنوز را دارد. هر چند انواع مختلف زردآلو مانند طبرزه،‌مخملي، خودرو،‌ كشاورزي و انواع مختلفي از گلابي،‌ گردو، آلو، آلبالو، گيلاس و سردرختي‌هاي ديگر در اقتصاد باغداران منطقه نقش زيادي دارد ليكن سيب به لحاظ سرآمد بودن كيفيت و انواع آن جايگاه ممتازي را دارد. در زنوز حدد 40 نوع سيب توليد مي‌شود كه از مهمترين آنها مي‌توان به قابالا، سلطاني، بالجه‌اي، ‌اسدكوهي، شيشه‌اي،‌ مشكي، مشكي قرمز، مي خوش يارآلما،‌ قيزيل آلما،‌پير آلما،‌ پاييزه، لبناني سفيد و لبناني قرمز اشاره كرد.
سيب زنوز حتي در نوع لبناني آن تفاوت بسيار با محصولات سيب ديگر مناطق كشور دارد. طعم و مزه لذيذ، آبدار بودن،‌ داشتن پوشش چربگونه و‌ رنگ قرمز خوشرنگ از عمده ويژگي‌هاي سردرختي سيب زنوز است. سيب‌هايي كه بر اساس افسانه‌هاي قديمي منطقه سرخي آن بر اثر تابش نور ستاره قطبي است.
وجود اين نوع سيبهاي نادر كه بومي زنوز محسوب مي‌شوند باعث شده است كه مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذريجان شرقي و متوليان شهر پس از مطالعات ابتدايي بر روي آن برگزاري جشنواره سيب را در تقويم رسمي اين شهر جاي دهند.
«اكبر تقي زاده» رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي در اين مورد مي‌گويد: «سيب زنوز مي‌تواند يك شاخصه جهاني براي جذب گردشگران بين المللي باشد و براي بهره برداري از اين قابليت بالقوه راه اندازي جشنواره سراسري سيب بهترين كار است.»
به اعتقاد او قابليت توسعه شهر زنوز به قدري بالاست كه محصولات سر درختي مانند سيب مي‌تواند كمك شاياني به آن كند. به طوري كه برگزاري جشنواره سيب موجب افزايش گردشگران داخلي و خارجي خواهد شد.
برخي از كارشناسان نيز اعتقاد دارند برگزاري جشنواره سيب موجب تقويت دبيرخانه دايمي جشنواره شده و اين دبيرخانه مي‌تواند علاوه بر چگونگي اجراي جشنواره در ايجاد ساز و كارهاي لازم براي احداث صنايع تبديلي، ساخت سردخانه،‌ تبديل زنوز به بازار سيب كشور نقش تعيين‌كننده‌اي داشته و در جذب خريداران خارجي فعاليت كند.
بر اساس اظهار مسئولان زنوز جشنواره داراي بخش‌هاي مختلف از آن جمله مسابقه كيفيت، انواع، حجم و اندزه، كيفيت بسته‌بندي و هم‌چنين صنايع تبديلي و جنبي خواهد بود كه با وجود شهرهاي مختلف توليدكننده سيب در كشور و كثرت باغداران در استان‌هاي شمال غرب، شمال شرق، جنوب غرب و مركز كشور امكان اين كه تعداد شركت‌كنندگان جشنواره قابل توجه باشد كم نيست.
باغداران، مسئولان دولتي، پژوهشگران، كارشناسان وزارت كشاورزي، صاحبان صنايع تبديلي و دست‌اندركاران بازار سيب تنها گروهي از دعوت شدگان به اين جشنواره خواهند بود كه در كنار مباحث و اهداف گردشگري مي توانند انسجام كاملي به آوازه و شهرت سيب زنوز بدهند.
شوراي اسلامي و شهرداري زنوز و جمعي از شهروندان نيز با استقبال از اين جشنواره در صدد ايجاد امكانات و اختصاص محل مناسب جهت برگزاري جشنواره هستند كه فراهم آوردن شرايط و امكانات رفاهي ميهمانان جشنواره به عهده تلاش مردم محلي است.
شهر زنوز از شمال محصور در كوه‌هاي ماهار و آغداش،‌ از شرق سلطان سنجر و از جنوب ديره‌گاه و گرداويل قرار گرفته و از نظر آب و هوا تابستان‌هاي معتدل و زمستان‌هاي سرد را دارد.
وجود كوه آتشفشاني سلطان سنجر با برفگيري مناسب بركات زيادي را براي آبادي‌هاي حومه خود دارد، ليكن دره زنوز در بهره‌برداري از آن بيشترين سهم را دارد. به طوري كه آب زنوز با پانصد چشمه جاري تامين مي‌شود و رودخانه زنوز چاي آب موردنياز باغات را فراهم مي‌كند.
وجود شرايط مساعد آب و هوا به نحوي در توسعه باغات زنوز تاثيرگذار بوده كه در هر كجا خاك يافت مي‌شد به باغات پرمحصول تبديل شده است.به لحاظ توپوگرافي و شيب تند منطقه باغات به صورت پله‌كاني ساخته شده است و اين موضوع علاوه بر جلوگيري از فرسايش خاك شرايط آبخيزداري علمي را منطبق با نياز منطقه به وجود آورده است.
بسياري از كارشناسان كشاورزي اعتقاد دارند بعضي از گونه‌هاي سيب، بومي زنوز بوده و برخي از آنها از مناطق ديگر چهان به زنوز آورده و پرورش داده شده است و به جز سه يا چهار نوع آن همگي بومي زنوز تلقي مي‌شود.
در زنوز محصولاتي نيز از سيب توليد مي‌شود كه مي‌توان به مربا،‌ برگه، سركه، شب‌چره، لواشك، آجيل ميوه اشاره كرد. هرچند سيب محصول نمادين زنوز است اما از كمترين حمايتهاي دولتي برخوردار است به طوري كه وجود صنايع تبديل و صنعتي در مجاورت اين شهر مي‌توانست آوازه سيب زنوز را علاوه بر محافل فرهنگي در محافل اقتصادي نيز مطرح كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:29  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

زنوز شهری است در 25 كيلومتري شمال شهرستان مرند. شهرستاني كه به گواه اسناد تاريخي يكي از زيباترين باغ شهرهاي ايران است. شهرستاني كه سومين درالفنون ايران در آنجا تاسيس شده است. به اين جهت سطح تحصيلات عمومي مردم اين شهر و روستاهاي اطراف بالاست.
زنوز در كنار جاده ارتباطي تبريز جلفا قرار دارد و براي رسيدن به آن از مركز شهرستان مرند _ 60 كيلومتري تبريز - 300 تومان و از تبريز يك هزار تومان هزينه با صرف زماني كمتر از يك ساعت نياز است.
با اين كه در اين شهرستان امكانات اقامتي آنچناني وجود ندارد اما ميهمان نوازي زنوزيها به اندازه‌اي است كه مي توان اين نقصان را در بازديد از اين شهر ناديده گرفت. علاوه بر كمپهاي اقامتي كه در حاشيه سد تفريحي زنوز ساخته مي‌شود از مهمانسراي جهانگردي مرند نيز مي‌توان به عنوان اتراقگاهي براي گردش در كل دره مرند و زنوز استفاده كرد.
زنوزشهري با هويت كم‌نظير و داراي ارزش ميراث فرهنگي و گردشگري خاص و يكي از شهرهاي ممتاز با بافت خانه‌باغ كشور و منطقه است. نزديكي به گمرك نوردوز و منطقه ويژه تجاري جلفا، كاهش مسير ارتباطي مركز استان به گمركات نوردوز و منطقه ويژه تجاري جلفا و امكان كاهش مسير ارتباطي مركز استان به گمركات نوردوز در صورت اتمام راه ارتباطي از شاخصه اي دسترسي به اين شهر است.
موقعيت اقليمي :
زنوز كوهستاني‌ترين نقطه شهر در شهرستان مرند است كه ارتفاع آن از سطح دريا حدود 1600 متر و فاصله آن از مركز شهرستان 30 كيلومتر است. حدود زنوز در تابعيت شهرستان مرند از شمال شهرستان جلفا، از شرق شهرستان ورزقان از غرب دهستانهاي هرزندات شرق و غربي است .موقيعت جغرافيايي 45 درجه و56 دقيقه طول شرق 38 درجه و36 دقيقه عرض شمالي است.
در مورد تاريخچه شهر زنوز بطور دقيق نمي توان اظهارنظر كرد. زنوز در دوره صفويه اهميت بسياري داشته، به طوري كه تفنگچيان زنوز از قلعه ها وشهرهاي مهمي مثل تفليس وايروان محافظت ميكرده‌اند. از نظر موقعيت اجتماعي نيز زنوز شهريست با جميعت حدود 5 هزار نفر كه تاريخ تاسيس شهرداري در آن به سال 1332 بر مي‌گردد. البته اين شهر جميعتي در حدود 20 هزار نفر داشته كه به دليل مهاجرت رو به كاهش نهاده است.
در مورد اين شهر روايات تاريخي و افسانه‌هاي زيادي وجود دارد. براي نام زنوز همانند بسياري از آباديهاي قديمي معني و مفهوم روشني وجود ندارد. برخي معتقدند كه زنوز به معني شن و ماسه‌زار است و تعدادي اعتقاد دارند كه زنوز يعني دو بهاره. به اعتقاد آنها بهار اول زنوز در خود فصل بهار و بهار دوم هنگامي است كه سيبها در تابستان مي‌رسند. هر چند اين معني امروزه بيشتر در بين مردم جايگاه دارد اما نظرات ديگري نيز در مورد اين شهر وجود دارد. شهر يونس يكي از آنهاست. وجود آرامگاه منتسب به حضرت يونس در زنوز كه در زبان ترکی آذربايجاني يونوس تلفظ مي‌شود باعث شده اين احتمال نيز كه نام زنوز از يونس گرفته شده باشد كم رنگ نباشد.
اما آنچه در اين سالها زنوز را شهره خاص و عام كرده نام سيب درخشان زنوز است. در مورد سيب اين شهر نيز روايات زيبايي وجود دارد: بعضي معتقدند باغهاي سيب اين شهر به گونه اي در جهت شمال به جنوب ساخته شده‌اند كه به هنگام تابش ستاره قطبي درخشندگي خيره كننده‌اي را دريافت مي‌كنند و به همين دليل است كه تمام سيبهايي كه در اين منطقه توليد مي‌شوند علاوه بر بوي خوش از درخشندگي بالايي برخوردار هستند.
جاذبه هاي گردشگري
پل قديمي ومشهور قيزيل كورپي (پل طلا)، كالاش (باغ اميني)، تفرجگاه ماهار، كوه سلطان سنجر، تفرجگاه آدنه، تفرجگاه دره چمن، تفرجگاه دامجي قيه و حاشيه سد زنوز از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي زنوز محسوب مي‌شوند.
زنوز داراي شخصيتهاي فرهنگي و ديني قابل اعتنايي نيز بوده است كه مقبره برخي از آنها به عنوان زيارتگاه و جاذبه گردشگري محسوب مي‌شود. مقبره ميزا حسن فاني زنوزي، مقبره سيد هاشم ابن سيد حسن، مقبره شيخ زين‌العابدين زنوزي معروف به شيخ، آرامگاه يونس نبي، پير عثمانلي، مقبره آقا مير علي اكبر، پير اويو قلي وپير درويش قيزي.
اما طبيعت و توپو گرافي زنوز نيز مي‌تواند جزو بهترين مجموعه طبيعي ايران محسوب شود. گردهم آمدن جاذبه‌هاي كوهستاني، آبي، اقليمي و فرهنگي در كمترين فاصله از يكديگر اين شهر را علي رغم كمبود تاسيسات گردشگري در زمره يكي از بهترين مناطق اكوتوريستي ايران قرار داده است. صخره هاي ممتد و زيباي سلدرم در حاشيه بستر رودي كه از سد زنوز خارج مي‌شود چشم انداز و قابليت منطقه را براي برگزاري تورهايي مانند طبيعت گردي، صخره‌نوردي، كايت سواري و پرش با بانجي مستعد نشان ميدهد.
همچنين احداث تله طائر(اتوبوس هوايي) كه اولين تله كابين از نوع خود در ايران است اين منطقه را براي احداث تاسيسات گردشگري در اولويت نگاه سرمايه گذاران فرهنگي و گردشگري قرار داده است.
يكي ديگر از جاذبه‌هاي شهر زنوز كه شايد مهمترين آن باشد روستاي تاريخي پلكاني زنوزق است. روستايي كه به گواه بسياري از پژوهشگران و ايران شناسان منحصر به فرد است.
بافت بناها در اين روستا فضاي زيبا و دلنشيني را آفريده و با جميعتي در حدود 4 هزار نفر ساكن آن را به يكي از بزرگترين روستاهاي تاريخي كشور تبديل ساخته كه داراي ارزشهاي معماري خاص و ممتاز است. وجود قلعه تاريخي زنوزق كه تاكنون هيچ كاوشي در آن صورت نگرفته گوياي بسياري از مراحل رشد آن روستا است كه كاوش در آن مي‌تواند بسياري از ذهنيات تاريخي در مورد زنوز را روشن كند. در گورستان زنوزق كه در جنوبي ترين نقطه روستا قرار دارد سنگ نوشته‌هاي مربوط به قرن هشتم هجري را ميتوان يافت.
در زنوز قديم بيش از 500 چشمه وجود داشته و اكثر آنها به علت موقعيت زمين به سوي قبله جاري مي‌شدند. در برخي نوشته ها تعداد اين چشمه ها 360 يا 370 عدد ذكر شده است و اكنون نيز اكثر آنها در حياط منازل، باغات وكوچه ها موجود هستند و جريانشان سرسبزي خاصي را در سراسر اين منطقه به وجود آورده است. از جمله اين چشمه ها مي توان عبدالله چشمه سي، پاشا سويي، مركو يا ملك آب، نهردوشان، كندارخي، ابولفتح چشمه سي (آب منبع قديم زنوز) علي سويي، خطيب، عزيز چشمه سي را نام برد.
وجود سد زنوز چاي از عمده ويژگيهاي منابع شهر است. افزون بر آن آب بندهاي متعددي در حوزه موجود است كه از آن جمله مي توان به آب بند زنوز در روبروي قريه قره تپه، آب بند روستاي زنوزق (استخر آبياري) همچون قوشا گوللر،:كالاش، طالب، قره گل، مارازا و غيره نام برد.
كشاورزي و محصولات عمده:
كشاورزي و باغداري زنوز از دير باز مورد توجه بوده و به لحاظ استعداد و منطقه به فرآورده هاي سيب سردرختي زنوز اشتهار فراوان دارد. به طوري كه ايرانيان زنوز را بيشتر به واسطه سه مشخصه مي‌شناسند. فرهنگ توسعه يافته، سيب و صنايع دستي.
سيب سر درختي يكي از شناسه هاي كشاورزي زنوز از قديم الايام بوده است و وجود دهها گونه سيب بومي در توليدات كشاورزي تنوع خاصي را در اين شهر و پيرامون آن بوجود آورده است. علاوه بر سيب، سردرختي‌هاي گوناگون از جمله زرد آلو، گردو، گلابي، آلبالو و ديگر محصولات با كيفيت نيز در زنوز بعمل مي‌آيد.
عسل زنوز نيز از توليدات با ارزش منطقه است. در حدود 10 درصد از ساكنين در زنبورداري فعال هستند.
صنايع دستي :
صنايع سفال و سراميك زنوز از ديرباز معروف بوده و در حال حاضر 3 كارگاه يكي وابسته به سازمان صنايع دستي و 2 كارگاه خصوصي در اين زمينه فعاليت مي‌كنند.
علاوه بر كارگاههاي سفال و سراميك صنايع دستي ديگري از قبيل جوراب بافي ' گليم بافي ، جاجيم بافي نيز از ديگر صنايع دستي در حال فراموشي اين شهر رويايي است كه نياز به توسعه و سرمايه گذاري دارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:28  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

زنوزق تاريخي‌ترين روستاي پلكاني ايران است كه در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. روستايي با 4 هزار جمعيت.با اين كه روستاي زنوزق به گواه كارشناسان دولتي و خصوصي از بالاترين پتانسيل بالقوه در مباحث گردشگري برخوردار است اما گمنامي اين روستا به واسطه عدم معرفي مناسب از سوي كارشناسان دولتي باعث شده است فعاليتهاي متمركز براي ارتقا وضعيت اين روستا در مباحث گردشگري بسيار كم رنگ و كم اثر باشد.به طوري كه اين روستا علاوه بر ميزباني گردشگري نامتمركز حتي به جز موارد نادر مورد بازديد جدي مسئولان دولتي قرار نگرفته است.
    
    «اكبر تقي زاده» رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي در بازديدي كه از اين روستا و شهر زنوز به عمل آورده بود با تاكيد بر اين كه اين روستا و آثار تاريخي موجود در آن مورد توجه كارشناسان ميراث و گردشگري قرار گرفته جشنواره سيب را عامل مهمي در معرفي هرچه بهتر اين روستا عنوان كرد. در بازديد ديگري كه مهندس «محبعلي» رئيس پژوهشکده بافت و ابنيه سازمان ميراث فرهنگي کشور از شهر زنوز و نقاط پيرامون آن داشت معماري ويژه قيزيل كرپي( پل طلايي) و بافتهاي ديگر تاريخي اين شهر و روستا را جز منحصر به فردترين بافتهاي موجود در روستاهاي كشور اعلام كرد.
    زنوزق در كنار شهر زنوز در 30 كيلومتري شمال غربي مرند واقع است.
    
    خيابان اصلي زنوز را به سمت شرق كه طي كنيد دورنماي يكي از زيباترين روستاهاي ايران با حفظ تمام سنتها و آيين هاي خود متجلي مي‌شود. روستايي پلكاني كه در تمام حياط و پشت بامهاي آن طبق‌هاي برگه زردآلو ديده مي‌شود.
    روستايي كه به درختان عظيم سپيدار ختم شده و به وسيله همين پوشش سبز و بلند از ديگر جاذبه‌هاي منحصر به فرد منطقه جدا شده است.صنعت نخست مردم اين روستا مانند روستاهاي زمهرير و درق توليدات محصولات سردرختي مانند سيب، زردآلو و گردو است. رمه‌هاي گوسفند نيز در گوشه كنار دشتهاي اطراف روستا ديده مي‌شوند كه براي مردم اين روستا به منزله ثروتي عظيم محسوب مي‌شوند.
    از اولين كوچه سربالايي روستا به داخل مي رويم. كوچه‌ها و خانه‌هاي اين روستا به طرز عجيبي هويت تاريخي خود را حفظ كرده‌اند. شايد اگرهر گردشگري تنها چند قدم در اين كوچه‌ها بردارد و چهره سوخته زنان و كودكان را كنار ديوارهاي كاهگلي ببيتد زمان و تاريخ را فراموش كند.
    آبي، سبز، نارنجي و گاه قرمز عمده‌ترين رنگي است كه در لباس زنان اين روستا به چشم مي‌خورد. زناني سختكوش و خندان. كمتر چهره‌اي در اين روستا را بدون خنده مي‌توان ديد. با اين كه از لحاظ اقتصادي مردمان مرفهي نيستند اما طبيعت و زلالي آن، چنان صفايي به مردمان روستا داده است كه در قرن 21 كمي غيرعادي به نظر مي‌رسد.
    يكي از كوچه‌ها را تا انتها پيش مي‌رويم. پيرزني كوتاه‌قامت كنار چشمه‌اي ايستاده و با بيلي كه در دست دارد راه آب را هموار مي‌كند. پيش مي‌رويم: "سلام مادرجان". نگاهمان مي‌كند و با لبخندي جوابمان را مي‌دهد . قبل از آن كه سوالي بپرسيم ميگويد: «شما جهانگرديد.»تعجب نمي‌كنيم. مردمان اين روستا به ميهمان‌نوازي شهره عام و خاص‌اند. دوباره مي‌پرسد:« كجاها را ديده ايد؟ خوشتان آمد؟ غذا خورده‌ايد؟» و چند سوال ديگر كه شايد مجرب ترين راهنماها هم فراموش كنند آنها را از ميهمان خود بپرسند.
    "آن پايين هم درق است".نگاهش را دنبال مي‌كنم. پايين دره‌اي كه در شمال غربي روستا قرار دارد روستاي ديگري ديده مي‌شود. روستايي مملو از درختان گردو، سيب، زردآلو و چشمه‌هايي كه صدايشان در تمام منطقه پيچيده بود.يكي از شاخصه‌هاي اين مكان روستاهاي به هم چسبيده بود كه همانند نگيني دورتادور زنوزق را فراگرفته‌اند.
    از پيرزن در مورد آداب و رسوم آنجا مي‌پرسم:«جشن هاي عروسي و مراسم عزاداري در ماه محرم بعلاوه مراسم چهارشنبه‌سوري، نوروز و اعياد مذهبي مانند عيد قربان و غدير را مفصل برگزار مي‌كنيم.» از توضيحاتي كه مي‌دهد معلوم مي‌شود با بيشتر نقاط ايران در اجراي اين مراسم مشتركند و شاخصه‌اي ندارد كه مختص اين روستا باشد.
    راه كوچه را پيش مي‌گيريم و به آخرين حياط روستا در بلندترين نقطه مي‌رسيم. چشم انداز بسيار رويايي دارد. با اين كه توپوگرافي منطقه كوهستاني است اما تا چشم كار مي‌كند افق پيداست. افقي بالاتر از تمام كوهها و تپه هاي اطراف شهر زنوز. هر چهار سوي نگاهمان بي‌انتهاست. تنها سوي چشمان است كه اين انتها را مشخص مي‌كند. شاخصه‌اي كه در هيچ كدام از روستاهاي ايران وجود ندارد.
    زنوزق بي‌شك يكي از منحصربه‌فردترين روستاهاي تاريخي و طبيعي ايران است . در اين روستا خانه‌هايي ديده مي‌شوند كه مربوط به دوره هاي صفوي است. گورستان اين روستا نيز حكايتهاي زيادي دارد. سنگ نوشته‌هايي در اين گورستان وجود دارد كه با استناد به خورشيدهاي حك شده‌اش مي‌توان آن‌ها را به دوره‌هاي ميترائيسم نسبت داد.
    زنوزق روستايي است كه مجموعه عوامل طبيعي و تاريخي آن، مي‌تواند آن را به يكي از ممتازترين روستاها در مباحث فرهنگي و گردشگري تبديل كند. امري كه تا به حال محقق نشده است اما آنچه مشهود است سازمانها و ارگانهاي مختلف كه در صدر آنها گروه مشاورين «پرآسمون» ديده مي‌شود تلاشهاي گسترده‌اي را براي معرفي و رساندن اين روستا به جايگاه واقعي خويش آغاز كرده‌اند.
    «حسن خليلي زنوز» مدير طرح توسعه كالبدي شهر زنوز و حومه يكي از اين اشخاص است. او كه مديريت گروه مشاورين پرآسمون را در اختيار دارد مطالعات گسترده اي را در مورد شهر زنوز و روستاهاي آن آغاز كرده است.
    خليلي مي‌گويد:«در بعضي جاها از زنوزق با نام ماسوله آذربايجان نام برده مي‌شود كه اين قياس اصلا صحيح نيست. با اين كه ماسوله يكي از زيباترين روستاهاي كشور است اما مجموعه عواملي كه در زنوزق گردهم آمده‌اند در هيچ روستايي حتي ماسوله وجود ندارد.»
    شايد اغراق نباشد اگر حق را به اين گروه مشاور و همفكرانشان داد. مجموعه جاذبه‌هاي طبيعي و تاريخي كه در اين روستا و مناطق اطراف آن وجود دارد يكي از نادرترين پتانسيلهاي گردشگري ايران است.
    از سيب و زردآلو و عسل كه هركدام به عنوان يك شاخصه براي اين روستا محسوب مي‌شود بگذريم كوهها و تفرجگاههاي مستعد فراواني در حاشيه اين روستا وجود دارد كه هر كدام به تنهايي در ايام مختلفي از سال پذيراي گردشگران خارجي و داخلي است. كوههاي سلدرم، سد زنوز و توپوگرافي اطرافش، باغ زيباي اميني، چشمه هاي آب معدني فراوان و دشتهايي در ارتفاع 2 هزار متري از سطح دريا كه ارديبهشت آنها همانند تكه‌اي جدا شده از بهشت است.
    با اين كه اين روستا طي ماههاي اخير مورد توجه كارشناسان مختلف قرار گرفته و مسائل حفاظتي در مورد بافت تاريخي و روستايي آن رعايت مي‌شود اما تا چندي قبل ارگانهاي مختلف و متعدد بدون در نظر گرفتن هويت تاريخي اين روستا اقداماتي را در جهت ايجاد رفاه مردم انجام داده‌اند كه آسيب جدي به اين روستا وارد كرده است.اقداماتي مانند جدول‌كشي و آسفالت كه در صورت مطالعه بيشتر مي‌توانست به شكل بهتري همگون با بافت طبيعي روستا انجام شود.
    شايد به همين دليل است كه مسئولان مختلف شهر زنوز مانند شهرداري و گروه مشاورين پرآسمون در تلاشند تا زمينه ثبت اين روستا در فهرست ميراث فرهنگي را به وجود آورند تا حساسيت نگهداري از اين روستا براي تمام ارگانهاي منطقه محرز شود. امري كه به اعتقاد بسياري از پژوهشگران و كارشناسان فرهنگي بسيار پيشتر از اين بايد انجام مي‌گرفت.
    با اين كه بسياري از كارشناسان معتقدند ثبت اين روستا در فهرست يونسكو سالهاست به تاخير افتاده اما شايد اين تاخير به سود زنوزق تمام شده باشد. در حال حاضر كمتر روستايي در ايران وجود دارد كه تمام بافتها، سنتها و پوششهاي قديمي خود را حفظ كرده باشد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:28  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

جاذبه هاي گردشگري: بهنام همايوني:حضرت يونس را تمام دينداران مي شناسند. پيامبري كه سالها در شكم ماهي زندگي كرد. هرچند زندگي و احوالات بسياري از پيامبران و به خصوص حضرت يونس پر از شگفتي و عجايب گوناگون است اما شگفت انگيزتر اين است كه آرامگاه اين پيامبر ماجراجو احتمالا در ايران است. هرچند به جز ايران ، مقبره هايي در لبنان و عراق نيز منتسب به اين پيامبر است.
آرامگاه احتمالي حضرت يونس پيامبر درمحله «ديبين» و قبرستان «ميلان» شهر زنوز واقع است. هرچند براي اثبات اين مسئله جز به بعضي مطالب منقول و روايات سينه به سينه مردم اشاره نشده اما كسي هم آن را رد نكرده است.تنها مدرك مكتوبي كه در اين مورد وجود دارد كتاب"احسن التقاسيم" اثر مورخ معروف ابن مقدسي است كه در سده سوم هجري نگاشته شده است. در اين كتاب راههاي جدا شده از مرند دو جاده عنوان شده كه يكي به شهرستان خوي و ديگري به قلعه و آرامگاه حضرت يونس در منطقه زنوز ختم مي شود.
در كتاب زنوز هم كه مرحوم ابراهيم شهيدي آن را نگاشته است اشاراتي به اين قبر شده است. به طوري كه در اين كتاب سابقه وجود آن تا 500 سال گذشته به تفصيل توضيح داده شده است. در حاضر آرامگاه حدود نيم متر بلندتر از سطح زمين آجركاري شده و دركنار خيابان قرار دارد!
حجه الاسلام سيد جليل حسيني نماينده ولايت فقيه در اين شهر نيز روايت‌هايي را مبني بر اين كه ممكن است اين مقبره مربوط به حضرت يونس باشد تاييد مي كند.وي مي گويد:روايت است كه يك بار در سالهاي نه جندان دور به دليل تخريب جوي آبي كه در كنار اين مقبره قرار دارد گوشه‌اي از قبر فروريخت.به گواه تمام مرداني كه آن لحظه در آنجا حضور داشتند جسد موجود در گور به شكل عجيبي تازه بود .هرچند اين مسئله جاي تفحص دارد اما آن زمان به دستور شخصيت مذهبي زنوز سريعا روي قبر پوشانده مي شود.
به اعتقاد وي نبش مجدد قبر و مطالعات كارشناسي بر روي جسد احتمالي و گور مي‌تواند سند محكمي بر تائيد يا رد اين روايت باشد.
در مورد گورستان ميلان كه آرامگاه حضرت يونس در آن واقع است مردم محلي و حتي مسئولان دولتي آنجا معتقدند محل دفن يك ميليون انساني است كه در يكي از جنگهاي هنگام عقب‌نشيني كشته شده‌اند و همگي در آنجا دفن هستند. نام ميلان نيز برگرفته از ميليون است.
در اين شهر و روستاهاي همجوار آن مانند زنوزق و درق آرامگاه اشخاص شناخته شده ديگري نيز وجود دارد كه تا به حال هيچ فعاليتي براي شناساندن آنها انجام نشده است. مقبره ميزا حسن فاني زنوزي، جد مادري آيت‌الله خامنه اي، مقبره سيد هاشم ابن سيد حسن، مقبره شيخ زين العابدين زنوزي معروف به شيخ،پير عثمانلي، مقبره آقا مير علي اكبر، پير اويو قلي، پير درويش قيزي.
دره پيري و سلطان سنجر از جمله شخصيتهاي معروف در عرفان اسلامي هستند كه نام آنها در تمام كتابهاي عرفاني آمده است.
در مورد مرند و شهرهاي اطراف آن مانند زنوز روايات بسياري وجود دارد اما آنچه كه در مورد سابقه شهر مرند قابل استنادتر است سفرنامه شاردن، سفرنامه مادام ديولافوا و سفرنامه تاورنيه است. طبق نوشته اين كتابها بطلميوس جغرافي‌دان يوناني كه قبل از ميلاد مي‌زيسته از اين شهر به نام ماندگار نام مي‌برد و آن را يكي از آبادترين شهرها در تاريخ مي‌خواند. همچنين در روايات باستاني ارامنه آمده است كه حضرت نوح در مرند دفن شده و كلمه مرند از يك لغت ارمني به معناي تدفين برداشت شده است. اما بعضي ديگر از ارامنه معتقدند نوح بعد از طوفان در نخجوان فرود آمده و در اين شهر نيز مدفون شده اما قبر همسرش در مرند است.
مطابق نوشته‌هاي تورات مادر حضرت نوح در مسجد بازار مرند مدفون است. مردم اين شهر نيز با استناد به شنيده‌هاي سينه به سينه كه به آنها رسيده است بر اين باورند كه قبر مادر حضرت نوح در اين مسجد است.
نصرالله چمران معاون بقاع و اماكن متبركه سازمان اوقاف و امور خيريه در اين مورد مي گويد:هرچند تا به حال چنين چيزي به طور جدي مطرح نشده است اما به طور جدي نيز رد نشده است.
وي تاكيد مي كند:اگر عكس و گزارشهايي از آنجا موجود باشد گروه كارشناسي اين سازمان آن را پيگيري مي كند تا صحت يا شايعه آن را عنوان كند.
شهرستان مرند يكي از تاريخي‌ترين شهرهاي آذربايجان شرقي و ايران است. شهري سرسبز و محصور در بين باغهاي عظيم و سپيدارهاي بلند كه علي رغم تاريخ كهن و دارا بودن جاذبه هاي منحصربه‌فرد از نظر گردشگري جايگاه مناسبي ندارد. شهرستاني در 60 كيلومتري شمال تبريز.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:27  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

آیا می دانید که

یکی از سهامداران کارخانه آسفالت راه میشو واقع در کمربندی مرند ، شهرداری زنوز می باشد .

 

آیا می دانید که

پروژه تله طائر زنوز با پیشرفت 20% و با پیگیری و موافقت طرفین سرمایه گذاری به محض شروع فصل کاری ، ادامه روند پروژه از سرگرفته خواهد شد .

 

آیا می دانید که

کارخانه تولید قطعات بتنی PLC  «« جدول ، سنگفرش و ... »» واقع درجاده قدیم جلفا پشت پلیس راه منطقه آزاد ارس به سهامداری شهرداری زنوز بزودی مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت .

 

 آیا می دانید که

مطالعات طرح هادی شهر زنوز با اولویت گردشگری توسط شرکت ایلیا با مساعدت اداره کل دفتر فنی استانداری در دست مطالعه می باشد .

 

آیا می دانید که

قرارداد احداث جایگاه CNG با سازمان بهینه سازی مصرف سوخت منعقد و مقرر شده با پیمانکاری صنایع دفاع انجام پذیرد .

 

آیا می دانید که

میزان رشد سرانه عمرانی بیش از 200% بوده است .

 

آیا می دانید که

در سال 1385 بیش از 000/40 متر مربع آسفالت ریزی انجام شده است .

 

 

آیا می دانید که

احداث بلوار در 3 سال اخیر دو برابر 50 سال فعالیت شهرداری بوده است .

 

 

آیا می دانید که

میزان جذب اعتبار دولت عدالت محور با مساعدت مدیرکل محترم امور شهری و روستائی استانداری دو برابر شده است .

 

آیا می دانید که

در سال 1385 ، برای 100 واحد مسکونی پروانه ساختمانی صادر شده است .

 

 

آیا می دانید که

برای اولین بار عملیات اجرائی آپارتمان 6 طبقه 25 واحدی نگین در شهر زنوز شروع شده است .

 

 

آیا می دانید که

میزان رشد اقتصاد شهری درزمینه ارزش املاک در زنوز 600% بوده است .

 

آیا می دانید که

در سال 1384 با توجه به وجود کارخانه آسفالت 3000 تن به معابر سطح شهر آسفالت ریزی شده است .

 

 

آیا می دانید که

ساختمان فرسوده شهرداری زنوز بازسازی شده است .

 

 

آیا می دانید که

بیش از 8000 اصله درختکاری انجام شده است .

 

آیا می دانید که

سرانه فضای سبز 5/1 متر افزایش داشته است .

 

آیا می دانید که

کل شهروندان و میهمانان توسط شهرداری زنوز بیمه حوادث شهروندی شده اند .

 

آیا می دانید که

مجوز دانشگاه آزاد اسلامی ، دانشگاه پیام نور ، سماء زنوز اخذ شده است .

 

آیا می دانید که

سال تاسیس شهرداری 1332 بوده ولی وسیله نقلیه آتش نشانی و آمبولانس حمل اموات آن بعد از 50 سال خریداری و نیز تلفنهای 125 ( حوادث ) و 137 ( خدمات شهری ) راه اندازی شده است .

 

آیا می دانید که

از بابت بدهی شرکت قرنیس و آب منطقه ای استان ، کمپ سد زنوزچای  با 000/20 متر عرصه و 000/2 متر اعیانی در تملک شهرداری می باشد .

 

آیا می دانید که

بیش از 6000 متر جدولگذاری شده است .

 

                                                                ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:27  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

میراث خبر، گروه هنر _ تشكيل خانه سفال، تربيت بيش از 500 هنرمند كه به شيوه بومي اما با طرح هاي نو، بر سفالينه هاي زنوز نقش مي زنند و احياي روش ساخت گوشه اي از هنر اين مرز و بوم كه مي رفت براي هميشه در كارگاه كوچك و مهجور برادران قاپچي در تبريز به فراموشي سپرده شود، دلايل محكمي بود تا فريده تطهيري مقدم را در زيرزمين يكي از ساختمان هاي كاخ سعدآباد در حالي كه مشغول مرمت كاشي هاي قديمي شيراز است ملاقات كنيم.
    او از سال 1375 پس از دريافت مدرك كارشناسي طراحي صنعتي از دانشكده هنرهاي زيبا و پژوهش بر سفالينه هاي ايراني در سازمان ميراث فرهنگي،راهي تبريز شد تا دوره اي كوتاه نزد برادران قاپچي آموزش ببيند. اما اين اقامت كوتاه مدت به احياي سفال زنوز و طرح پرسش هاي جديدي در زمينه صنايع دستي و نحوه توليد آن انجاميد.

چرا به تبريز رفتيد و چرا تبريز را به عنوان مركزي براي احياي سفال منطقه اي انتخاب كرديد؟
    
    _ رفتن به تبريز پيشينه اي طولاني دارد. از دوران دانشجويي آرزو داشتم روي خاك كار كنم. همين عشق بود كه مرا از رشته طراحي ماشين در دانشگاه علم و صنعت جدا و به رشته طراحي صنعتي دانشكده هنرهاي زيبا وابسته كرد. در همان زمان ها چند استادكار سفال از همدان به دانشكده آمده بود تا چرخكاري را به دانشجويان مجسمه سازي آموزش دهد. همان زمان با چرخكاري آشنا شدم. حدود سال 67 در مركز آموزش ميراث فرهنگي كار چرخكاري را ياد گرفتم. آن زمان تمام دغدغه ام اين بود كه روي سفال نقاشي كنم، اشراف زيادي نداشتم اما آرزويم بود. البته از حدود سال 1365 كار متمركزي بر نقاشي ايراني را شروع كرده بودم،‌ چرا كه حس مي كردم براي انجام نقاشي روي سفال بايد با ويژگي هاي هنر ايراني به ويژه نقاشي ايراني آشنا باشم. در همين زمان با 2 نفر از بزرگترين اساتيد مينياتور آشنا شدم و بيش از 3 سال نزد آنها تعليم ديدم. پس از آن سعي كردم روشي پيدا كنم تا نقش مايه هاي ايراني را بر بوم خاك بياورم. ديگر دغدغه بزرگ من همين بود تا اين كه سال 1371 در كارگاه پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي كاري پژوهشي را در زمينه نقش مايه هاي هنر ايراني و نحوه انتقال آنها و زبان اين انتقال آغاز كردم. در اين زمينه آزمايش هاي بسياري روي مواد و روش هاي گوناگون انجام دادم،‌ كه به طور عمده روي كاشي بود. اما در همين زمان با سفالينه هاي ديگر نيز آشنا مي شدم و اين آشنايي و شناخت پرسش هاي ديگري را در ذهنم ايجاد مي كرد. اين پژوهش همچنين مرا با انواع سفالينه هاي بومي آشنا كرد تا اينكه در سال 1373 شرايطي فراهم شد كه با برادران قاپچي تنها سفالگران بومي تبريز آشنا شوم. اين آشنايي سبب شد ابتدا به مدتي كوتاه در كارگاه اين دو برادر آموزش ببينم و كار عملي انجام دهم. شهريور 73 براي اولين بار به اين قصد به تبريز رفتم. كار روي حجم برايم بسيار هيجان انگيز بود. مدت 17 روز در آنجا اقامت داشتم. هر روز صبح تا 1 بعدازظهر در كارگاه بودم و پس از آن كارهايم را جمع مي كردم و به محل اقامتم در مهمانسراي سازمان ميراث فرهنگي مي بردم و دوباره تا صبح به كارم ادامه مي دادم. فكر مي كنم در آن 17 روز شب ها بيش از 4 ساعت نخوابيدم. جذابيت احجام سفالين آنقدر برايم جالب بود كه همه چيز را فراموش مي كردم. همه تجربياتي كه طي سال هاي پيش آموخته بودم روي خاك سفيد زنوز پياده مي كردم و نتيجه اش برايم بسيار جذاب بود. پس از آن هر از چندگاهي به تبريز مي رفتم تا اينكه در سال 1375 نمايشگاهي از مجموعه كارهايم در تبريز برپا شد. اين نمايشگاه نيروهاي جوان و مستعد بسياري را كه تمايل فراواني به آموزش داشتند، به كارگاه سفال برادران قاپچي كشاند و در همان سال با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار شد در كنار برادران قاپچي به آموزش مشغول شويم. به اين ترتيب پديده اي بومي و در حال افول، ‌به يك باره زنده شد و تداوم پيدا كرد.پس از آن پيشنهاد كردم خانه سفال در تبريز راه اندازي شود تا ضمن گردآوري بهترين كارها در كنار آنها موزه زنده اي طراحي شود تا هنرمندان گردهم آيند و نحوه اجرا نيز حفظ شود. به عبارتي ديگر طي اين سال ها به اين نتيجه رسيدم كه اگر به ابعاد مختلف عملي توجه كنيم و وجوه هنري و انساني آن را در كنار هم درنظر آوريم، از منظرهاي مختلفي نتيجه مي گيريم كه اين نتايج تنها منافع مالي نيست. آرامش و رضايت افراد پس از يادگيري،‌ انجام كار توسط آنها و طرح سئوال هاي جديد در ذهنشان كه افقي گسترده را پيش رويشان مي گشايد برآيندي است كه سبب رضايت معلم را نيز فراهم مي آورد.
    س
پس خانه سفال هم زاييده اين روند و تفكر خاص ناشي از آن است؟
    
    _ در همان ابتدا كه فكر ايجاد خانه سفال را مطرح كردم به مسئولين استان اعلام كردم شما در آينده هنرمندان نوآور بسياري در شهرتان خواهيد داشت كه در حال حاضر بستر معرفي اين هنرمندان و آثارشان در استان وجود ندارد و اين كمبود استفاده از نيروي هنرمند را غيرممكن مي سازد. يكي از اين بسترها،‌ مكان متمركزي است كه بهترين آثار هنرمندان استان را به نمايش در آورد. به اين ترتيب هنگامي كه قرار است بهترين كارها از سوي مسئولان آن مكان متمركز كه نام آن را خانه سفال گذاشته ام، خريداري شود، تمايل هنرمندان به خلق آثار خوب بالا مي رود و از سوي ديگر مخاطبان، مجموعه اي از بهترين كارها را در كنار هم مي بينند و به نوعي فرهنگ سازي مي شود؛ هم براي مخاطب، هم براي توليد كننده و هم براي عرضه كننده. از طرفي خانه سفال به يكي از جلوه هاي ديدار استان تبديل مي شود و توفيق آن، متوليان و علاقه مندان ديگر رشته هاي هنر بومي را تشويق مي كند تا مشابه خانه سفال را در رشته هاي خودشان ايجاد كنند. تمركز ناشي از اين نگاه تخصصي كه براي هنرمند به وجود مي آيد، كمك بسياري به او مي كند.
    
سفالينه هاي آبي كه حاصل كار هنرمندان تبريز در كارگاه برادران قاپچي است،‌ اولين دستاورد هنري به اين شكل است يا نمونه هايي ديگر از منطقه زنوز با اين شكل و شمايل به دست آمده است؟
    
    _ زمينه خاك اولين زمينه اي است كه بشر به نقش آفريني بر آن پرداخت و نيازهاي گوناگون خود نظير توجه به آيين ها، ارضاي حس زيبايي و تبلور انديشه اش را بر بوم خاك جلوه گر ساخت. اين كار در طول زمان با روش هاي گوناگوني انجام شده است ولي كاري كه طي 10 سال اخير در تبريز صورت گرفت، نگاهي ديگر به اين مقوله بود. در واقع هنگامي كه به هنر ايراني توجه بيشتري كردم دريافتم در كشور بسيار كهن ما، در گذشته صنعت و هنر مترادف بوده اند و حاصل آنها در زندگي مردم كاربرد داشته است. به همين دليل تصوير در هنر ايران كمتر از آنكه بر بوم كاغذ بنشيند و حالت نقاشي به خود بگيرد بر اجزايي از زندگي روزانه مردم چون پارچه ها، بافته ها،‌ سفالينه ها و ... شكل گرفته و با اين بوم هاي جديد بسيار همخوان شده است. اين نكته كه مي توان از اين گسسنجينه نقش و فرم به قدمت تاريخ كهن سرزمين‌مان و به وسعت ايران بزرگ بهره گرفت و بر بوم خاك پياده كرد، به يك باره گستره وسيعي مقابلم باز كرد و راه هرگونه تكرار و غفلت از اين گنجينه را بر من بست. با اين مقدمه،‌ مي توانم بگويم تمركز بر تمام وجوه نقش مايه هاي ايراني به طور علمي و تفكيك شده و پرداختن به چرايي و انديشه اي كه در وراي آن وجود دارد و همچنين همگام كردن اين نقش ها با زندگي امروز كاري نو است، نه نقش زدن بر بوم خاك.
    من فكر مي كنم قدمت و وسعت و گستردگي هنر ايران مي تواند بنيان و اساس هنري باشد كه امروز ما خالق آن هستيم. ما، به عنوان انساني كه در عصر حاضر از سودمندي ها،‌ غم ها،‌ كمبودها و همه مشكلات قرن 21 آگاه است و مي خواهد دست به آفرينشي بزند كه هماهنگ با زندگي امروز باشد. (براي اين آفرينش هرگز بي نياز از گذشته نخواهيم بود اما اين توجه به گذشته نبايد سبب انجماد ما در اعصار پيشين باشد و به باز توليد حاصل تفكر انسان هزاره هاي پيش بيانجامد.) به نظرم انسان ها با توان ها و نيازهاي امروزين خود بايد از ايستايي اين پايه ها استفاده و انديشه خود را بر بوم خاك مجسم كنند. آنچه طي سال هاي اخير رخ داد حاصل اين نگاه است وگرنه اتفاق ديگري نيافتاده است.
    
ويژگي سفال زنوز چيست؟
    
    _ گوشه گوشه اين آب و خاك ويژگي هاي خود را دارد. تنها بايد به آنها نگاه كرد و پس از شناخت دقيق تغييرشان داد و از آنها بهره برد. سفال زنوز هم بخشي از اين آب و خاك است.
    چطور هر انساني كه برپا مي ايستد ويژگي هاي خود را دارد، هنر هر منطقه هم ويژگي هايي دارد. براي اينكه اهميت و ارزش سفال زنوز را مطرح كنيم، قرار نيست سفال ميبد را بي ارزش جلوه دهيم. هر كدام حال و هواي خود را دارند. اولا همه چيز در منطقه وجود داشته حتي تا مدت هاي مديد، ‌بسياري از مناطق از خاك سفيد زنوز استفاده مي كردند. اما در حال حاضر با استفاده از ابزار جديد معادني در شهرهايي چون ميبد و اصفهان شناسايي شده كه سفالگران بومي از آنها بهره مي برند، منابعي كه در گذشته به دليل ناتواني علمي امكان شناختشان وجود نداشت. از طرفي به دليل وابستگي كيفيت هنرهاي بومي به امكانات منطقه، اهالي زنوز به خوبي از اين كيفيت كه ناشي از محدوديت هاي زندگي در گذشته بود، بهره بردند و توليدكنندگان و هنرمندان ماهري از ميان آنها برخاست. اين ها از ويژگي هاي منطقه است. خود به خود سفيدي اين خاك، در زماني كه چيني هنوز ناياب بود و تكنولوژي آن تنها در اختيار كشور چين قرار داشت و حتي در اروپا ظروف چيني گران تر از نقره بود، بسيار مورد توجه قرار گرفت. از خاك زنوز به دليل سفيدي اش براي ساخت بدل چيني استفاده مي كردند و ظروفي كه از آن به دست مي آمد،‌ شباهت هايي هم به چيني داشت. از سوي ديگر به دليل همين رنگ خاص، تكنيك نقاشي زير لعاب كه از تكنيك هاي خاص و بسيار زيبايي است، بر آن به خوبي جواب مي دهد. ما از اين ويژگي ها بهره برديم و سعي كرديم به صورت بهينه از اين پديده ها استفاده و ويژگي ها را شكفته تر كنيم. همين جا تاكيد مي كنم اگر اسم آنچه در تبريز و زنوز رخ داد بازيافت گنج است، ما از اين گنج ها در سرزمين مان زياد داريم فقط بايد ابزار گنج يابي را پيدا كنيم كه به نظر من فقط فكر و اراده است.
    
آبي فيروزه اي خوشرنگي كه تنها بر سفالينه هاي اين منطقه ديده مي شود، از كجا نشات مي گيرد؟
    
    _ يكي از ويژگي هاي لعاب هاي قليايي اين است كه با مس تركيب فيروزه اي زيبايي مي دهند. به خصوص هنگامي كه اين لعاب روي خاكي سفيد و بدون آهن مي نشيند، رنگي زيبا مي دهد. چرا كه خاك بسياري از مناطق مقداري آهن دارد و تركيب آهن موجود در آنها با لعاب هاي قليايي حاوي مس مانع به دست آمدن رنگ زيباي فيروزه اي مي شود. خوشبختانه تهيه خاك در زنوز و تجارب اساتيد منطقه كه خاك را به صورت دست چين برداشت مي كردند، جواب خاصي را با اين لعاب مي داد. علاوه بر اين، سفال زنوز امكان پخت در درجه پايين را دارد و همين مساله مانع سوختن و تغيير رنگ آبي مي شود. به عبارتي يكي از نكات زيباي هنرهاي بومي ويژگي هاي آنهاست كه اگر به عنوان ارزش به آنها نگاه شود، مي توانند در زندگي امروز جريان يابند.
    
    
    
توليد، عرضه و جايگاه صنايع دستي در كشورمان از مشكلي رنج مي برد كه اشاره دقيقي به آن نمي شود، شما به عنوان كسي كه در زمينه احياي يكي از شاخه هاي صنايع دستي، دست آورد موفقي داشته ايد، علت اين مشكل را چه مي دانيد؟
    
    _ صنايع دستي در افكار عمومي و در سطح مديريت اين بخش داراي تعريفي واحد است كه براي عرضه انواع گونه هاي آن به همين تعريف استناد مي شود و به همين دليل معرفي گونه هاي متعدد صنايع دستي با استفاده از يك فرمول صورت مي گيرد، به عقيده من اين يكسان نگري همه جانبه علت اصلي همه مشكلات است و تا زماني كه تفكيك درستي در اين زمينه صورت نگيرد، هر تلاشي در زمينه بالا بردن كيفيت و كميت به شكست خواهد انجاميد. به عنوان مثال در حال حاضر تعدادي از سفالگران تبريزي سفالينه هاي زنوز را بوم نقاشي خود قرار مي دهند و براي توليد هر يك از آثارشان ساعت ها فكر مي كنند و مدت هاي طولاني به اجرا مي پردازند. تعدادي ديگر نيز در كارگاه تبريز، زمان كمتري براي توليد هر اثر صرف مي كنند. آنها با استفاده از موتيف ها و نمادهاي ايراني آثار زيبايي خلق مي كنند كه نسبت به گروه قبل زمان كمتري براي آن صرف شده است. هر كدام از اين توليدات با ارزشند، اما توليدات هر گروه مخاطب خود را دارد و بايد شيوه اي متفاوت براي معرفي و عرضه هر كدامشان در پيش گرفت. در غير اين صورت دسته اول دچار نااميدي مي شوند و ديگر به فكر توليد انديشمند و خاص نمي روند و از سوي ديگر مخاطبان، آثار مورد نياز خود را كه با بنيه مالي شان همخوان باشد، پيدا نمي كنند. متاسفانه تفكيك ناپذيري در عرصه صنايع دستي مشكلاتي را ايجاد كرده كه راهي براي حل آنها پيدا نمي كنيم.
    صنايع دستي ما سال هاست به صورت يك كار تكراري در آمده و تنها به مهارت و فن آن توجه شده است. در اين حوزه بستري فراهم نمي شود تا بخش خلاق رشد كند، وقتي هم كه شما بايد توليد انبوه كنيد، به تكرار مي افتيد. براي توليد خاص داشتن در وهله اول بايد انديشه خاص داشت و پس از آن بايد بستر انجام اين كار خاص از روي سيستمي كه متولي است، آماده شود. چرا كه رده توليد كار خاص با توليد انبوه تفاوت هاي بسياري دارد. ممكن است هنرمندي براي توليد يك كار خاص 30 روز وقت بگذارد و يك نيروي توليدي ماهر براي ساخت يك اثر 10 روز، حتي در اين ميان براي انجام كارهايي كه نياز به مهارت چنداني ندارد، از نيروي نيمه ماهر هم بهره ببرد. بنابراين شيوه توليد كاملا متفاوت است و اين تفاوت بايد به هنگام ارزش گذاري، معرفي و عرضه نيز لحاظ شود. مهم ترين فعاليت ما در انجمن دوستداران سفال تبريز، ايجاد تفكيك ميان اين دو بخش است. يك بخش از توليدات تكراري است، اين آثار نقوش گذشته را معرفي مي كنند و از آنجا كه پاره اي از پديده ها نظير تفكر و خلاقيت را درون خود ندارد، با قيمت مناسب تري عرضه مي شود.
    در عين حال براي توليد آنها از روش هاي بومي و نقوش باستاني استفاده شده و در جايگاه خود بسيار ارزشمند است. ولي بخش ديگر كاري خلاق است كه با تكيه به نقوش گذشته با رنگ و بدنه و حال و هواي خاص، حرف جديدي را مي زند كه نيازمند نگاهي ديگر است. در حقيقت ما تلاش مي كنيم، به عنوان كارشناساني كه در حوزه سفال فعال هستند، اين دو بخش را تفكيك كنيم و به مخاطبين هم آموزش دهيم.
    
طي چند سال اخير كيفيت توليد در صنايع دستي فداي كميت شده و توليد انبوه سبب از دست دادن كيفيت شده است. از طرفي براي تبديل هنر به صنعت و رواج دادن صنايع دستي ميان مردم نمي توان از توليد انبوه صرف نظر كرد. به نظر شما امكان پذير است به هنگام توليد انبوه، كيفيت را در سطح قابل قبولي نگاه داشت؟
    
    _ به طور يقين مي توان كيفيت توليد را بالا برد، اما آنجا كه پاي خلاقيت به ميان مي آيد، چاره اي جز توليد اندك و افزايش قيمت نيست. حتي ممكن است طرح اوليه خلاقانه باشد اما هنگامي كه همين طرح به صورت انبوه توليد مي شود، وارد وادي خاصي مي شود كه باز هم بايد شرايط توليد انبوه بر آن لحاظ شود. اما مشكلي كه صنايع دستي و هنر بومي سال هاست از ‌آن رنج مي برد، اين نيست. مشكل صنايع دستي ما اين است كه به ويژگي هاي آن توجه نمي شود. در حقيقت مهم ترين ويژگي كه امروز مي تواند حضور صنايع دستي در زندگي مردم را تداوم بخشد و سبب دوام آن شود، شناخت گذشته است از منظرهاي مختلف تداوم گذشته است نه فقط تكرار آن. چرا كه اگر بخواهيم فقط جنسيت گذشته را تكرار كنيم، در اكثر موارد، اجناس توليد امروز كه با دخالت ماشين و پيشرفت هاي علمي همراه است، از لحاظ دوام و كاربرد موقعيت بهتري دارند. اما اگر به ويژگي هاي بومي و سادگي هايي كه در اين توليدات است به عنوان يك ويژگي نگاه كنيم، آن زمان است كه براي تداوم آن نياز به تحقيق، پژوهش و كار علمي پديدار مي شود. جنس حاصل از پژوهش، معرفي خاص خود را مي خواهد چرا كه به عنوان مثال جنس چيني به دليل نوع ساخت و پخت در درجه حرارت بالا بسيار مقاوم تر و ضربه پذيرتر از سفالي است كه در يكي از مناطق كشور با درجه حرارت 1050 پخته مي شود. بنابراين بايد تمام ويژگي هاي موجود در آن ظرف سفالي را بيابيم و با حفظ آنها و سپس معرفي دقيق ناشي از اين شناخت، زمينه را براي عرضه مطلوب آن فراهم آوريم. هنگامي كه به اين مرحله رسيديم و توانستيم توليد انبوه واجد ويژگي هاي منطقه را به مخاطب عرضه كنيم، صورت مساله جديدي هم مطرح مي شود، اين كه چه كسي و با چه تفكري جنس را توليد مي كند؟ در پاسخ به اين سوال گونه هايي توليد مي شود كه تك است و علاوه بر حفظ آنچه به آن اشاره كردم، خلاقيت و تفكر نيز در آن جاري است. در اين مرحله جنسي ديگر با شرايط ديگر فراهم شده كه نياز به معرفي و مخاطب خاص خود را دارد و بايد تفكيكي ميان اين دو نوع توليد در نظر گرفته شود.
    
ايجاد چنين وضعيتي عرصه صنايع دستي و هنر را به هم نمي آميزد؟
    
    _ ابتدا بايد توجه داشته باشيم كه در گذشته صنايع دستي و هنر مترادف بوده اند و به همين دليل است كه وقتي به نحوه زندگي مردم گذشته نظر مي اندازيم حس مي كنيم زندگي آنها در هنر جريان داشته است. چرا كه همه آثار به جا مانده از آنها در عين اين كه حاصل تفكري هنرمندانه است، توسط دستي ماهر و صنعتگر ساخته شده و اين استدلال است كه هنر گذشته و صنايع دستي امروز را هم معني مي كند. با روشن شدن اين مساله، مي توانيم به سراغ وسايل توليدي در گذشته برويم و با مقايسه آنها به اين نتيجه برسيم كه مثلا سماور مورد استفاده دهقاني در نقطه اي دوردست، با سماوري كه در منزل خان ده يا منطقه وجود داشته كاملا متفاوت بوده است. در حالي كه اكنون هر دو اين سماورها اثري ارزشمند و هنري به حساب مي آيند، اما تفاوت هاي فاحشي با يكديگر دارند و اين تفاوت ها در قيمت هاي مادي امروزشان هم تاثير دارد. حتي گاهي اوقات سماورسازان معتبر كه از نظر هنري صاحب سبك بوده اند، امضاي خود را در گوشه اي از كارهايشان حك مي كردند و اين مساله سبب افزايش ارزش مادي هنري سماور مي شد. آنچه در اين ميان ارزشمند و ما از آن غافل شده ايم، همان قضيه تفكيك نوع توليد و به تبع آن تفكيك مخاطب و نوع معرفي است كه در گذشته با دقت صورت مي گرفته و اكنون مغفول واقع شده است.
    
پس شما عقيده داريد براي ارتقاء سطح صنايع دستي ميان مردم و رفع مشكلات آن بيش از آن كه به اثر توليدي بها داده شود، بايد به دست سازنده آن اهميت دهيم؟
    
    _ اگر چنين اتفاقي بيفتد، هنرمند حس مي كند، هويتي مطرح دارد و اگر اثري مطلوب با كيفيت بالا توليد كند بر اين هويت هنري تاثير مثبت مي گذارد وگرنه هويتش با علامت سوال مواجه مي شود. ديگر اين كه حد آدم ها از هم جدا مي شود. گروهي به عنوان كارگر ماهر به توليد آثاري تكراري اما با كيفيت بالا مي پردازند، آثاري كه به دليل رجعت به گذشته و معرفي آن پيشينه، اهميت مي يابند،‌ اين افراد صرفا توليد كننده هستند. گروهي ديگر به عنوان كارگر ماهر خلاق عمل مي كنند و از هر طرح خلاقانه ذهنشان، تنها 1 اثر توليد مي كنند و ممكن است براي همان 1 اثر ساعت ها، روزها يا ماه ها وقت بگذارند، اما در عوض معرفي خوب حاصل از جدايي ياد شده، ارزش كارشان را براي مخاطبان آن روشن مي كند.
    
آينده صنايع دستي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
    
    _ به عقيده من، به زودي هنرمندان خلاق جاي خود را ميان كارگران ماهر باز مي كنند و پس از آن كار به جايي مي رسد كه با وجود ماشين ديگر نيازي به كارگر ماهر نخواهد بود. چرا كه ماشين مي تواند كارهاي تكراري با كيفيت يكسان و پيش بيني شده را به راحتي و با هزينه اي كمتر از نيروي انساني توليد كند. مدتي پيش در جلسه برنامه ريزي درسي دانشجويان صنايع دستي عنوان شد كه مهم ترين فعاليت اين دانشجويان پس از فارغ التحصيل
    شدن، مديريت كارگاه هاي هنري و صنايع دستي است. نكته اي كه من به سيستم برنامه ريز اعلام كردم اين بود كه اين دانشجويان بايد به گونه اي تربيت شوند و ذهنشان آمادگي يابد كه خودشان توليدكنندگان آينده باشند نه مديران آينده. هر چند ممكن است مجموعه اي را هم مديريت كنند اما از همين ابتدا

 بايد بياموزند، وظيفه يك كارشناس صنايع دستي در وهله اول توليد طرح خلاقانه و سپس اجراي آن است و ما تنها در اين صورت مي توانيم آينده روشني را براي صنايع دستي مان بسازيم. بايد نفس توليد براي دانشجو ارزش تلقي شود نه مديريت. چرا كه در جايگاه مديريتي بسياري از ارزش هاي صنايع فراموش مي شود. در حال حاضر بسياري از استادكاران معماري ايراني از بين رفته اند و ديگر هيچ كس جايگزين آنها نشده است و اين ترس وجود دارد كه اين فن جز در ميان كاغذها و كتاب ها باقي نماند، چرا كه طاق گنبد زدن، بالاي داربست رفتن و دست زدن به ملات و آجر و گل براي كارشناسان و فارغ التحصيلان معماري ضد ارزش است. آنها فكر مي كنند، تنها وظيفه شان مديريت كردن است و اين بي انگيزگي در زمينه توليد بسيار از شاخه هاي معماري سنتي ما را از ميان برده يا توليد آن را به سطح نازلي رسانده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:26  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

ايجاد شبكه آبياري و زهكشي بخش زنوز از توابع شهرستان مرند ، فرصتي براي شكوفايي استعدادهاي كشاورزي منطقه‌و بهبود نسبي وضعيت توليدي‌و معيشتي كشاورزان محسوب مي‌شود.

واقع شدن بخش زنوز در دامنه ارتفاعات برف‌گير آذربايجان شرقي و حاصلخيزي خاك آن هر چند از ديرباز موجب رونق اقتصادي و فرهنگي منطقه شده ،اما ساخت سد مخزني زنوز و طراحي شبكه‌آبياري و زهكشي پاياب آن،اميدهاي تازه‌اي را در دل كشاورزان منطقه ، شعله‌ور كرده است.

محدوده اجراي طرح شبكه آبياري و زهكشي زنوز بر اساس شرايط توپوگرافي ، رقوم ارتفاعي و حقابه‌بري به سه ناحيه " زنوز " ، "آرا چاي " و " كوشن " تقسيم شده كه ناحيه اول به طور عمده زيركشت باغهاي قديمي قرار دارد.

در ناحيه " آرا چاي " ، بخشي از اراضي به باغات وبقيه به كشت گندم و جو اختصاص داشته و در ناحيه " كوشن "،اراضي از چاه‌ها يا قنوات ، آبياري شده و يا از حقابه دايمي برخوردارند.

كارشناسان كشاورزي بر اين باور هستند كه‌اجراي شبكه آبياري و زهكشي زنوز علاوه‌بر افزايش توليد و ارزش افزوده محصولات كشاورزي به احياي باغات قديمي منطقه و جلوگيري از فرسايش مراتع موجود نيز كمك مي‌كند.

اهميت تلاش براي اتمام هر چه سريع‌تر اين طرح ، زماني بيشتر نمايان مي‌شود كه بدانيم خشكسالي‌هاي اخير موجب افت سطح آب‌هاي زيرزميني در منطقه "كوشن" به عنوان يكي‌از اراضي محدوده طرح شده و كشاورزان با كمبود آب‌مواجه هستند.

بر همين اساس مطالعات مرحله‌اول و دوم شبكه آبياري و زهكشي زنوز در نيمه دوم سال ۱۳۸۲آغاز شده و در خرداد ماه امسال به پايان رسيد.

همزمان با مطالعات فوق ،مطالعات ساماندهي رودخانه "زنوز چايي" و مطالعات تاثير ذخيره‌سازي در بالادست اين رودخانه بر اراضي پايين دست نيز،انجام شده است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوي سازمان آب منطقه‌اي آذربايجان‌شرقي با اجراي طرح شبكه آبياري و زهكشي زنوز ، يكهزار و ۴۰۰هكتار از اراضي ديم منطقه به روش تحت فشار ، آبياري مي‌شوند.

اطلاعات مزبور ، نشان مي‌دهد كه به دنبال بهره‌برداري از اين طرح همچنين ۴۰۰هكتار از باغات تراس محدوده رودخانه " زنوز چايي " نيز بهبود يافته و به روش سطحي آبياري خواهند شد.

منابع آب قابل استفاده در شرايط طرح ياد شده نيز شامل سد مخزني زنوز ، استفاده از آورد حوضه مياني از طريق ايجاد سد انحرافي "چوخورزمي " بر روي رودخانه،چشمه‌ها و قنوات و چاه‌هاي موجود در منطقه ، در نطر گرفته شده است.

تجزيه‌و تحليل اطلاعات سازمان آب منطقه‌اي آذربايجان‌شرقي نشان مي‌دهد كه با اجراي طرح شبكه‌آبياري و زهكشي زنوز،ارزش خالص محصولات كشاورزي اعم از دامي ، زراعي و باغي توليد شده در منطقه بيش از ۲۰۰درصد افزايش مي‌يابد.

بنا بر اطلاعات مزبور،به دنبال اجرا و بهره‌برداري از طرح ياد شده، توزيع عادلانه آب در اراضي زير پوشش ،ممكن شده و اين امر ضمن كمك به كاهش مشكلات اجتماعي ، براي يكهزار نفر از ساكنان منطقه اشتغال مستقيم فراهم مي‌كند.

مديرعامل آب منطقه‌اي آذربايجان‌شرقي در خصوص مشخصات‌طرح به خبرنگار ايرنا گفت: شبكه آبياري و زهكشي زنوز شامل بند انحرافي "چوخورزمي" ، سد" چوخور زمي " و خطوط انتقال آب مي‌باشد.

رحيم ميداني ، محل ايجاد بند انحرافي شبكه ياد شده را ۱۳/۵كيلومتري پايين‌دست سد زنوز و هدف از اجراي آن را هدايت آب حوضه مياني و آب برگشتي از اراضي بالادست به دسد " چوخور زمي " ، ذكر كرد.

وي افزود: بند انحرافي " چوخورزمي " از نوع سرريز آزاد با آبگير جانبي بوده،طول تاج و ارتفاع آن از پي به ترتيب ۲۵و ۷/۵متر بوده و براي ساخت آن چهار هزار مترمكعب بتن‌ريزي مي‌شود.

وي اضافه كرد: سد خاكي " چوخورزمي " با ظرفيت يك ميليون مترمكعب آب به منظور ذخيره آب حوضه مياني و آبياري "كوشن" طراحي شده و طول تاج و ارتفاع از پي آن به ترتيب ۷۴۰و ۱۳متر مي‌باشد .

ميداني اظهار داشت: خط انتقال آب در شبكه آبياري و زهكشي زنوز به صورت لوله‌هاي تحت فشار از جنس فولادي ، GRPو پلي‌اتيلن بوده و قطر آنها بين ۱۰۰ تا ۷۰۰ميلي‌متر متغير مي‌باشد.

وي طول مجموع خطوط انتقال شبكه آبياري و زهكشي زنوز را ۲۷كيلومتر ذكر كرد.

مديرعامل سازمان آب منطقه‌اي آذربايجان‌شرقي بااشاره به هزينه ۴۰ميليارد ريالي طرح ياد شده ، افزود: طرح شبكه آبياري و زهكشي زنوز تاكنون حدود ۱۰ درصد ، پيشرفت فيزيكي داشته است.

با توجه به آبگيري و افتتاح سد زنوز در بالا دست محدوده شبكه آبياري و زهكشي اين منطقه ، اتمام طرح ياد شده ، گشايش جديدي در افزايش بهره‌وري اراضي زير كشت محصولات كشاورزي ايجاد خواهد كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:26  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

آموزشكده زنوز سماء با پذيرش در 9 رشته  شروع به فعاليت مي نمايد.

آقاي دكتر سعيد  فرشاد دبير منطقه 2 سماء و معاونت سماء واحد جامع تبريز در تاريخ 85/6/2 در بازديد از زنوز و تحويل گرفتن  زمينهاي اختصاص داده شده به   زنوز سماء با امضاء موافقت نامه با شوراي اسلامي شهر , شهر داري و هيئت موسس اعلام داشتند آموزشكده زنوز سما با پذيرش در رشته هاي تائيد شده از اول مهرماه شروع به پذيرش دانشجو خواهد نمود .

واحد سماء زنوز در مقطع كارداني پيوسته فعاليت خواهد نمود و فارغ التحصيلان رشته هاي فني حرفه اي و هنرستاني بدون كنكور جهت ادامه تحصيل جذب اين واحد خواهند شد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:24  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

بنام خداوند نام آفرین         خداوند نام آفرین آفرین

با عنایت خداوند متعال و برای ادای دین به زادگاه پدری خود سعی دارم تا با کمک اهالی باصفا و بافرهنگ زنوز و نیز زنوزیان مقیم سایر شهرها و خارج از کشور تا حد توان نسبت به اطلاع رسانی اخبار و رویدادهای این شهر و نیز معرفی جاذبه های دیدنی و تاریخی شهر زنوز و منطقه پیرامونی اقدام کنم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:23  توسط حجت عبدالرحمانی  |